شمس الدين محمد بن محمود آملي

372

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

خارج مركز عالم بود كه آن را حامل خوانند چنان كه ذكر رفت و سبب احتياج زهره بحامل آن بود كه قدر نصف قطر او در اجزاى فلك البروج گاه بزرگ مينمود گاه كوچك . پس دانستند كه بسبب اختلاف قرب و بعد اوست به زمين تا هر وقت كه قريب باشد به زمين بزرگ نمايد و هر وقت كه بعيد باشد كوچك و صورت افلاك ايشان اين است : و عطارد را سه فلك ديگر باشد دو خارج مركز يكيرا از آن كه حاوى باشد بر ديگرى مدير خوانند . و اين در ثخن ممثل او باشد بر وجهيكه گفته شد يعنى محدب او مماس محدب ممثل باشد بر نقطه مشترك ميان ايشان كه آن را اوج خوانند و مقعر او مماس مقعر ممثل بر نقطه كه آن را حضيض خوانند . و دويم را كه محوى باشد حامل خوانند بواسطه آنكه فلك تدوير در جرم او باشد . و حينئذ عطارد را دو اوج و دو حضيض بود و سبب احتياج او بتدوير هم